السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

507

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اول : مقولات ، بسيط هستند و مركب از جنس و فصل نيستند ؛ و گرنه برتر از آنها هم « جنس » وجود خواهد داشت . و اين خلاف فرض است . دوم : مقولات به تمام ذاتِ بسيط با يك‌ديگر متباين هستند و گرنه بين آنها مشترك ذاتى كه جنس باشد وجود خواهد داشت و در نتيجه . فوق آنها هم جنس قرار خواهد گرفت . و اين خلاف فرض است . سوم : ماهيت واحد ، تحت بيش از يك مقوله قرار نمىگيرد . پس يك چيز نمىتواند هم جوهر باشد هم كم ، هم كم باشد هم كيف ، وهكذا . از اين جا نتيجه گرفته مىشود هر معنايى كه در بيش از يك مقوله يافت شود داخل تحت مقوله نيست ؛ زيرا اگر در تحت چيزى كه بر آن صدق مىكرد داخل بود ، به دو جنس يا اجناس متباين مُجنَّس مىگرديد ، و اين محال است . و اين گونه است مفاهيمى كه بر واجب و ممكن هر دو صدق مىكند ، كه پيش تر بدان اشاره شد . « 1 » چهارم : ماهياتِ بسيط ، مانند فصول جوهرى مثلًا و مانند نوع مفرد - اگر وجود داشته باشد - خارج از مقولات است . و اين در مرحلهء ماهيت گذشت . « 2 » پنجم : واجب و ممتنع ، خارج از مقولات هستند ؛ زيرا اين دو ماهيت ندارند و مقولات ماهيت‌هاى جنسى هستند . شرح از اين مطلب كه مقولات ، جنس‌هاى عاليه‌اى هستند كه فوق آن ها جنسى نيست و آنها از سنخ ماهيات هستند ، نكاتى آشكار مىگردد : نكته اول : مقولات همه بسيطند ؛ زيرا اگر مركب بودند بايد جنس و فصل مىداشتند . در اين صورت ، فوق آنها باز جنسى مىبود در حالى كه فرض بر آن است كه مقولات ، جنس‌هايى هستند كه فوق آن ها جنسى نيست .

--> ( 1 ) مرحلهء پنجم فصل پنجم و ششم ( 2 ) . مرحلهء پنجم فصل پنجم و ششم